![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستان عزیز شما میتونید در صفحه اول بلاگفا با نام کاربری: leilaotadi1 و کلمه عبور: 4444 وارد بخش مدیریت این وبلاگ بشین و هرچی دلتون خواست بنویسین البته با رعایت ادب |
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
سلام دوستان برای دیدن مطالب اصلی تر کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
تقدیم به لیلا اوتادی عزیز
فقط اومدم بگم دوست دارم
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
سلام
امروز میخوام راجع به نظراتی که چند تن از بازدید کننده هامون دادن یه توضیحی بدم به نظر من اونایی که میگن اگه یه هنرپیشه بره هالیوود آلوده ...میشه خودشون آدمای کم جنبه ای هستن لیلای عزیز فرموده اگه بهش از هالیوود پیشنهاد بشه میره چون پیشرفت رو دوست داره حالا شما آقایون به جای اینکه از هنرمندای ما ایراد بگیرید بهتره برید و جنبه و ظرفیت خودتونو بالا ببرید شاید مصاحبه چند وقت پیش تهمینه میلانی در مورد پارک بانوان رو شنیده باشید همونطور که خانم میلانی فرمودن ((ما باید فرهنگ سازی کنیم)) اگه آقایون جنبه خودشونو ببرن بالا و به خانم ها به چشم خواهر خودشون نگاه کنن دیگه اینجور نظراتی که تو وبلاگ میذارین معنی نداره پس برین جنبه خودتونو ببرین بالا و هر چی میشه فکرتون جاهای بد نره خانم اوتادی با وقارترین و سرسنگین ترین هنرمند سینمای ایران هستن و اگه از هالیوود بهشون پیشنهاد بشه و ایشون هم قبول کنن من مطمین هستم که تو یه همچین موقعیتی هم اصالت و متانت خودشونو حفظ خواهند کرد. لیلای عزیز با شخصیت ترین خانمیه که من در تمام عمرم دیدم و امیدوارم به هر چی که میخواد برسه و موفقیت هاش هم روز به روز بیشتر بشه. پس خواهشا شما آقایون از دادن این قبیل نظرات جدا خودداری کنید یعنی اول فکر کنید و بعد حرف بزنید لیلا اوتادی عزیز دوست داریم |
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
تولد گل نرگس رو به همه شیعه های دنیا مخصوصا لیلا اوتادی عزیز تبریک میگم عید همه تون مبارک |
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
لیلا اوتادی فارغ التحصیل رشته معماری داخلی است و کار خود را با بازی در تئاتر از سال 81 آغاز کرده و بازی در "بید مجنون" به کارگردانی مجید مجیدی به شکل جدی وارد سینما شد و پس از آن در مجموعه تلویزیونی "مهر و ماه" بازی کرد. او در حال حاضر مشغول بازی در "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و سریال "خونمردگی" به کارگردانی جواد مزدآبادی است. مصاحبه در ادامه
تجربه بازی در "زن ها فرشته اند" چطور بود؟
شما تجربه کار با کارگردانانی چون داریوش مهرجویی و مجید مجیدی را دارید، کار با بزرگان سینما چه تفاوتی با دیگران دارد؟
علاوه بر بازی در فیلم های سینمایی در سریال های تلویزیونی هم بازی می کنید، نگران نیستید که با این کار، بازی در سینما کمتر به شمار پیشنهاد شود؟
اگر دو فیلمنامه سینمایی و تلویزیونی با یک کیفیت به شما پیشنهاد شود، کدام را انتخاب می کنید؟
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
گفتوگو با لیلا اوتادی همه شهرت را دوست دارند
لیلا اوتادی بازیگر جوانی است كه با مجموعه <مهر و ماه> به چهرهای شناخته شده بدل شد و با بازی در فیلم <چپ دست> عرصه بازیگری در سینما را نیز تجربه كرد. لیلا اوتادی هر چند اغلب در فیلمهای گیشه و به تعبیری سینمای بدنه به ایفای نقش پرداخته است، اما همكاری او با مجید مجیدی در <بید مجنون> و داریوش مهرجویی در یكی از اپیزودهای <فرش ایرانی> نشان از آن دارد كه این بازیگر جوان میتواند گزینه مناسبی برای فیلمهای هنری هم محسوب شود، <قصه دلها> بهانه این مصاحبه شد، اما در طول 4 سال فاصله تولید تا اكران این فیلم حداقل از لیلا اوتادی چهره متفاوتی با آنچه در قصه دلها ایفا كرده تصویر شده است. ورودتان به عرصه بازیگری به چه شكلی اتفاق افتاد؟ من از كودكی به بازیگری علاقهمند بودم و دوست داشتم تا این عرصه را تجربه كنم. در سن 7 سالگی این شرایط فراهم شد و برای بازی در فیلم <كیمیا> آقای درویش انتخاب شدم ولی به خاطر مخالفت پدرم این اتفاق نیفتاد تا زمانی كه درسم به اتمام رسید، هر چند كه در زمینه معماری داخلی تحصیلاتم را ادامه دادم، اما به دلیل همان علاقه وارد حیطه تئاتر شدم و تئاتر حوزهای برای ورود به عرصه سینما شد.گویا اولین تجربه بازیگریتان مجموعه <مهر و ماه> بود، از چگونگی این همكاری صحبت كنید؟ اولین تجربه من نقش كوتاهی در <چشمان سیاه> بود كه پس از آن از طریق عوامل این فیلم به كارگردان سریال <مهر و ماه> معرفی شدم و پس از آن در این سریال بازی كردم.این علاقه به بازیگری در شما از چه چیزی نشأت میگرفت، در بازیگری به دنبال شهرت و چهره شدن بودید یا نه؟ آیا در بازیگری اهداف دیگری را دنبال میكردید و دورنمای متفاوتی از آن در سر داشتید؟ شهرت مقولهای است كه برای همه جذاب است، اما رسیدن به شهرت یا مقوله ستاره شدن دلیل علاقه من به بازیگری نبود، من به شخصه، آدم تنوعطلبی هستم و دوست دارم تجربه كنم و احساسم این بود كه از طریق بازیگری میتوانم موقعیتهای مختلف، شخصیتهای مختلف و حرفههای متفاوت را تجربه كنم.اغلب فیلمهایی كه شما در آنها بازی كردهاید، فیلمهایی بودهاند كه بر شهرت بازیگران اتكا داشته اند و به نوعی سینمای گیشه به حساب میآمدهاند، این اتفاق ناشی از نوع انتخابهای شماست یا اینكه پیشنهادها در این حیطه بودهاند و شما ناچار برای حضور حرفهای، در این حیطه ماندهاید؟ قدر مسلم پیشنهادها بودهاند كه من را در این حیطه نگه داشتهاند، تصور من این است كه در سینمای ما، یك بازیگر باید مدتها زمان بگذارد و مدتها تجربه كسب كند تا اینكه در جایگاهی قرار بگیرد كه بتواند دست به انتخاب از میان كارهای پیشنهادی بزند و از آنجا كه چنین بازیگرانی در عرصه سینمای ما بسیار معدود و انگشت شمارند، باید بگویم كه بازیگران ما اغلب انتخاب میشوند تا انتخاب كنند.با این تفاسیر، اگر مجال انتخاب با شما باشد، شما گرایش به چه نوع سینمایی دارید، سینمایی كه به عنوان سینمای بدنه یا گیشه مطرح است یا سینمایی كه به عنوان سینمای اندیشهای، فرهنگی و هنری شناخته میشود؟ من سینمای فرهنگی هنری را نیز تجربه كردهام و با كارگردانانی چون مجید مجیدی و داریوش مهرجویی همكاری داشتهام و همكاری با آنها بسیار جالب و آموزنده بود، اما سینمای بدنه و سینمای گیشه هم به نظر من سینمای قشنگی است و برای من تجربه آن نیز جذاب بوده است، بنابراین من هیچ علاقهای ندارم كه خودم را در سینمای گیشه یا سینمای هنری محدود كنم و در هر حیطهای كه نقش برایم جذاب باشد، آن فیلم را انتخاب میكنم و بازی میكنم.با توجه به اینكه این دو نوع سینما را تجربه كردهاید، تفاوت این دو نوع سینما را در چه میبینید؟ سینمای تجاری بیشتر عامهپسند است و حرف خاصی شاید نداشته باشد و عموماً همان حرفهای جاری مردم را در قالبهای دیگر تكرار میكند، ولی سینمای هنری، اصولاً یك سینمای چند لایه است، كه هر مخاطبی به فرا خور دانش و آگاهی و توان خودش از آن فیلم برداشت میكند.به عنوان بازیگری كه سینمای گیشه و بدنه را تجربه كرده، فكر میكنی سینمای بدنه چه هدفی را دنبال میكند، با توجه به اینكه معتقدم سینمای گیشه حرفهای جاری جامعه را تكرار میكند، آیا سینمای گیشه فقط به دنبال سرگرمی مخاطب است و زمانی برای خلسه و رویای مخاطب یا نه سینمای گیشه هم در جایگاه خودش علاوه بر مفهوم سرگرمی به دنبال اهداف دیگری نیز هست؟ نه مسلماً، سینمای بدنه نیز سینمایی نیست كه كه صرفاً به دنبال سرگرمی باشد، سینمای بدنه نیز به هر حال حرفهای خاص خودش را دارد، اما حرفهای روزمره مردم، همان دغدغهها و دلواپسیهای عامه مردم و اغلب این حرفها خیلی واضح و سر راست است و هر كسی فیلم را ببیند، همان برداشت یكسان دیگر مخاطبان را از فیلم خواهد داشت و فیلم گیشه اساساً یك سینمای تك برداشته است.علاوه بر فیلمهای <بید مجنون> و اپیزود <فرش ایرانی> در این حیطه پیشنهادی داشتهاید كه از بازی در آن سر باز زده باشید؟ بله، بوده و بهتر است كه اسم نیاورم، اما من معتقدم یك نقش محوری و كلیدی در یك كار گیشه، تجربه بهتری نسبت به یك نقشی محدود، در سینمای فرهنگیهنری ما به حساب میآید، هر چند كه سینمای ما اغلب یك سینمای مرد محور است و كمتر زنان محور اصلی فیلمها هستند، من سعی كردهام حداقل نقشهایی را بازی كنم كه اگر زن محور نیست حداقل آن نقش به چشم بیاید.یعنی شما ترجیح میدهید، در فیلمی به عنوان مثال مانند <قصه دلها> (چون بهانه گفتوگوی ماست) دیده شوید، تا اینكه در یك فیلم مرد محور فرهنگی هنری یك نقش كوتاه داشته باشید و شاید آنطور كه باید به چشم مخاطب نیایید؟ <قصه دلها> نیز اساساً یك فیلم زن محور نیست و مرد محور است و این فیلم 4 سال پیش به من پیشنهاد شد و من از آنجا كه تازه وارد عرصه سینما شده بودم، چندان به مقوله انتخاب فیلم اشراف نداشتم، البته معتقد نیستم كه <قصه دلها> انتخاب اشتباهی بوده است، زیرا كه فكر میكنم شاید در آن زمان انتخاب دیگری نبوده است كه این فیلم را بازی كردهام. بهرحال منظور من از سینمای تجاری، <قصه دلها> نیست، چرا كه <قصه دلها> اصلاً سینمای تجاری نیست و مطمئناً در گیشه نمیتواند موفق باشد. سینمای تجاری ویژگیهای خاص خودش را دارد كه اگر آن ویژگیها به جای خودش باشد و از بازیگر ستاره خاص این سینما استفاده شود، در گیشه موفق خواهد بود و این آن سینمایی است كه من معتقدم بازی محوری در آن میتواند تا یك نقش كوتاه در یك فیلم هنری بیشتر دیده شود.چرا فكر میكنید، <قصه دلها> سینمای تجاری نیست و در گیشه موفق نخواهد بود؟ سینمای تجاری ما نمیتواند بر محور یك بازیگر بفروشد و شاید ویژگیهای مختلفی باعث فروش یك فیلم شود ولی یكی از این ملاكهای مهم و اساسی چیدمان چند بازیگر ستاره، چهره و مطرح كنار هم است كه میتواند تا حدی فروش یك فیلم را تضمین كند. <قصه دلها> این آیتم را ندارد و از چیدمان چند بازیگر مطرح بهره نبرده است. از سوی دیگر فیلمنامه و فیلم <قصه دلها> داستانی است كه متعلق به چند سال پیش است و در حال حاضر برخلاف اینكه من امیدوارم كه خوب بفروشد، اما فكر میكنم نتواند كشش لازم را برای مخاطب ما ایجاد كند و خوب بفروشد.یعنی شما فكر میكنید مهمترین عامل فروش یك فیلم بازیگر است؟ بله، مهمترین عامل فروش بازیگر است، ولی آیتمهای دیگری چون كارگردان، فیلمنامه و ... نیز دارای اهمیت هستند.پس چه میشود كه فیلمی با كلی بازیگر ستاره و چهره، فروش خوبی ندارد؟ این به شرایط و زمان اكران و تبلیغات فیلم بستگی دارد. به هر حال همه عوامل در كنار هم باعث فروش فیلم میشود و فقط بازیگر ملاك فروش خوب فیلم است، اما حضور بازیگر ستاره یكی از مهتمرین این عوامل است كه باید برای تضمین فروش باشد.از تولید قصه دلها 4 سال میگذرد پس از 4 سال شما این فیلم را چطور میبینید؟ افراد مختلفی كه <قصهدلها> را دیدند، اغلب فیلم را پسندید و نكته جالبی كه برای همه این افراد وجود داشت، این بود كه <قصه دلها> داستانی است كه مشابه آن دیگر ساخته نمیشود، اما جدای از داستان <قصه دلها> مشكلات دیگر فنی متوجه فیلم است و <قصه دلها> از تدوین نامناسب و صداگذاری نامطلوب رنج میبرد، اما فكر میكنم آقای درویشپور تا جایی كه در توانش بوده سعی كرده تا فیلم خوبی ارائه كند.با توجه به این صحبتتان كه داستان <قصه دلها> یك داستان به روز نیست، فكر میكنید یك ملودرام خوب در شرایط كنونی باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا مورد پسند مخاطب قرار بگیرد؟ من اگر نسبت به این مقوله آگاهی داشتم خوب میرفتم و یك فیلم ملودرام میساختم.دانستن شرایط دلیلی بر توانایی برآمدن از پس آن شرایط نیست، اما به هر حال در جایگاه یك بازیگر كه ژانر ملودرام را تجربه كردهاید و معتقدید ملودرام <قصه دلها> ملودرام امروز نیست، فكر میكنید ملودرامی كه امروز مخاطب را جذب میكند چه نوع ملودرامی است؟ ملودرامی كه در حیطه سینمای تجاری بگنجد. ملودرامی است كه مانند دیگر فیلمهای تجاری بر بازیگر ستاره استوار است پس از آن یك فیلمنامه خوب، یك كارگردانی مناسب و پس از آن یك تبلیغات وسیع و متناسب میتواند عامل فروش یك ملودرام خوب باشد، اما مهمترین عاملی كه سبب ساخت یك ملودرام خوب میشود انسجامی است كه میان تمام حیطهها و همه عوامل فیلم وجود دارد و میتواند یك ملودرام خوب ارائه دهد.اساساً فكر میكنید چه عواملی باعث میشود كه تا یك بازیگر تبدیل به یك بازیگر ستاره و چهره شود؟ من فكر میكنم یك بازیگر برای تبدیل شدن به یك ستاره نمیتواند با ارائه یك بازی خوب و ظاهر خوب به این امر دست پیدا كند، بلكه ستاره شدن یك امر انتخابی است كه عدهای تصمیم میگیرند كه بازیگری ستاره شود و آن بازیگر تبدیل به ستاره میشود.یعنی معتقدید مردم و مخاطب نقشی در تبدیل بازیگران به ستاره ندارند؟ نه من فكر میكنم خواسته و انتخاب یكسری از افراد در حیطه سینما از یك بازیگر ستاره میسازد.یكسری ویژگیهای ذاتی و فردی در یك بازیگر برای این انتخاب نباید باشد؟ چرا به هر حال یك آن باید در بازیگر باشد و بازیگر باید خوب بازی كند تا انتخاب شود، اما خوب بودن دلیل بر این انتخاب نیست، چه بسا كه بازیگرانی این پتانسیل را دارند ولی ستاره نشدهاند.شما علاقهمندید تبدیل به یك بازیگر ستاره شوید یا اینكه یك بازیگر حرفهای باشید و بتوانید از پس هر نقشی بربیایید؟ من فكر میكنم، بازیگر حرفهای بودن یا شدن آرزوی هر بازیگری است، اما من بیشتر دوست دارم بتوانم هر نقشی را خوب بازی كنم.شهرت چقدر برایتان اهمیت دارد؟ شهرت خیلی برایم اهمیت ندارد و این موفقیت را داشتم كه در همه فیلمهایی كه به من پیشنهاد میشود بازی كنم و 32 سال قبل این شهرت را بخصوص با بازی در سریالهای مختلف به دست بیاورم ولی سعی دارم جسته و گریخته بازی كنم، نمیگویم كه همه این فیلمها خوب بوده به این خاطر كه من به تنهایی در فیلمها دخیل نبودهام و نمیدانستهام چه نتیجهای خواهند داشت ولی به هر حال سعی كردم از میان پیشنهادها بهترین را انتخاب كنم.با توجه به اینكه به دنبال آن هستید كه یك بازیگر حرفهای باشید برای رسیدن به این جایگاه از چه راهكارهایی بهره میبرید؟ جدای از اینكه یك بازیگر باید نسبت به تكنیكها و متدها آگاهی داشته باشد، من فكر میكنم یكی از مهمترین كارها، فیلم دیدن است و تماشای فیلمی در رسیدن به نقشهای بهتر میتواند مؤثر باشد. خواندن كتابهای تئوریك درباره بازیگری نیز بیاثر نخواهد بود.آیا تجربه در این روند تأثیری ندارد؟ تجربه در همان یك یا دو سال اول برای بازیگر ایجاد میشود و ترسها و واهمهها برای بازیگر از بین میرود و استرس قرار گرفتن در مقابل دوربین وجود نخواهد داشت و پس از آن كوششهای بازیگر است كه اهمیت دارد.برای رسیدن به نقشهایی كه ایفای آنها برعهده شماست چه میكنید؟ سعی میكنم به آدمهایی با این ویژگی و كاراكتر را از نزدیك ببینم و ریاكشنها و رفتارهایشان را بررسی كنم و با وام گرفتن آیتمهای مختلف از آنها به نقش مورد نظر برسم.بازیگری یك مقوله ذاتی است یا اكتسابی و شما بیشتر براساس كدام مقوله پیش رفتهاید؟ بازیگری هم ذاتی است و هم اكتسابی. در مورد خودم تا به حال فكر میكنم بازیگری یك امر ذاتی بوده است و در فیلمهایی كه بازی كردم شرایط به نحوی بوده است كه چندان نیاز نبوده است كه برای رسیدن به آن نقش انرژی خاصی بگذارم و به دنبال پیدا كردن ریزهكاریهای نقش بروم. اصلاً در سینمای ما نقشهایی كه برای زنان نوشته میشود همه تكراری و ساده است. به عنوان مثال در كشورهای دیگر مثل فرانسه، ایتالیا و ... نقشهایی برای زنان نوشته میشود كه تكرار نشدنی است، اما نقشهای زنان با حایل به تكرار است و زنی است كه یا خیلی خوشبخت یا خیلی بدبخت است. بنابراین شرایطی ایجاد نكرده تا من نسبت به نقش به تكاپو بیفتم و چالش برایم ایجاد شود، اما اگر این فضا باشد بی شك من هم تلاش میكنم كه در آن قالب یك نقش خوب ایفا كنم.تفاوت همكاری با داریوش مهرجویی با كارگردانهای دیگر را چطور دیدید؟ داریوش مهرجویی كارگردان بسیار خوشاخلاقی است و به بازیگرش اعتماد میكند و دست بازیگر را برای ایفای نقش باز میگذارد و علیرغم اسم بزرگ ایشان كه شاید برای بازیگر ایجاد استرس میكند، اما من در مقابل دوربین مهرجویی با یك عزت نفس و آرامش خاصی ایفای نقش كردهام. درحالیكه در مقابل دوربین كارگردانهای خیلی تازهكار و ناوارد این استرس و شرایط نامطلوب برای من پیش آمده است.معتقدید كه نقش بیشتر توسط بازیگر آفریده میشود یا كارگردان است كه به بازیگر برای ارائه نقشش جهت میدهد؟ من فكر میكنم كه ابتدا این بازیگر است كه نقش را در ذهنش میآفریند و سپس در تبادل با كارگردان آن نقش پخته میشود ولی ابتدا این بازیگر است كه نقش را میسازد.تا به حال پیش آمده تا مجبور شوید نقشی را برخلاف آن ساخته ذهنیتان بازی كنید؟ بله، این اتفاق افتاده است. در كشورهای دیگر مرحله پیشتولید مرحله مهمی است و زمان زیادی را به خود اختصاص میدهد و روخوانی و تمرین در این مرحله انجام میشود و بازیگر و كارگردان با تمرینها و رایزنیها به یك نقش هماهنگ میرسند اما در ایران بر اثر پیشتولید كوتاه مدت و حتی قراردادهایی كه 43 روز مانده به تولید بسته میشود و به یك توافق نمیرسند و بازیگر مجبور است در یك پروسه سریع نقش را هندل كند و به آن برسد و در نتیجه به آن شرایط ایدهآل نمیرسد.وقتی در چنین شرایطی قرار میگیرید و برای ایفای یك نقش زمان كافی ندارید، چرا نقش را میپذیرید؟ آیا شرایط سینمای ایران و ورود سریعتر به این حرفه باعث چنین اتفاقی شد؟ این اتفاق در بدو ورود من به سینما نیفتاد، اما این اتفاق یك اتفاق همیشگی در سینمای ایران است و برای اغلب فیلمها این ضعف وجود دارد و شرایط سینمای ایران به این شكل تدوین شده و ما مجبوریم كه آن را بپذیریم و گاه همه شرایط نقش كارگردان، فیلمنامه و نوع كاراكتر جذاب است و توجه خاص این جذابیت مجبور به پذیرش شرایط میشوی و حس این اجبار را ایجاد میكند.برای انتخاب نقشها چه معیارهایی را در نظر میگیرید؟ ابتدا فیلمنامه برایم اهمیت دارد و نوع نقشی كه باید آن را بازی كنم. بعد كارگردان اهمیت دارد و درنهایت بازیگر نقش مقابل و عامل ملاك انتخاب قرار میگیرد.در حال حاضر مشغول چه كارهایی هستید؟ یك قرارداد برای فیلم <سپیده دم> به تهیهكنندگی آقای فرحبخش و كارگردانی آقای شاهحسینی دارم. فیلم <چهار انگشتی> را آماده اكران و تله فیلم <بیرون از بهشت> را هم آماده نمایش در تلویزیون دارم.منبع : همشهری |
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
honarpisheh-ليلا اوتادي متولد سال 1362 و فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه تهران است. بازيگري در عرصه تئاتر نقطه شروع كار هنري او بوده و چند سالی است كه در اين عرصه فعاليت مي كند.
اولين بار چهره او را در يك فيلم سينمايي ديديم كه نقش كوتاهي داشت، در فيلم «چشمان سياه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديديم. از او مي پرسم: «شما با تجربه يك فيلم سينمايي، كار تصويري را شروع كرديد. كار تلويزيوني نسبت به كار سينمايي چه تفاوتهايي برايتان داشت كه به سريالهاي تلويزيوني روي آورديد؟ مي گويد: «تفاوت كار سينمايي با تلويزيوني خيلي زياد است. سينما وجوه خاص خودش را دارد اما اين كه من بعد از يك فيلم سينمايي به بازي در يك سريال روي آوردم، بيشتر به اين خاطر بود كه مخاطب تلويزيون با مخاطب سينما متفاوت است. سينما مخاطبان محدودي دارد، علاوه بر اين ديدها هم نسبت به سينما و تلويزيون متفاوت است. به عقيده من گاهي سراغ كار تلويزيوني رفتن هم براي بازيگر بد نيست.» مي پرسم چه نظري در مورد نقشهاي منفي و مثبت داري؟ مي گويد: «فكر مي كنم نقشهاي مثبت و منفي تفاوتي با هم ندارد، مهم اين است كه بازيگر از پس نقش، خوب بربيايد و خوب كارش را اجرا كند، اما اين كه مي گويند نقش مثبت و منفي، براي من به شخصه هيچ وقت تفاوتي با هم نداشته اند.» قبول كردن يك نقش با همه فراز و فرودهايش القاي حسي خاص را در بازيگر مي طلبد. وقتي از اوتادي در اين مورد مي پرسم با تأكيد مي گويد: «فكر مي كنم به لحاظ ذهني بازيگر حسي مي تواند با كارش هماهنگ شود، اما من ترجيح مي دهم كه علاوه بر حس، تكنيك را هم در كار در نظر بگيرم. من خيلي از نظر حسي با نقش ارتباط برقرار نمي كنم، بلكه سعي مي كنم نقشم را با منطق در ذهنم تحليل و مسائلي كه به لحاظ روانشناختي در نقش ديده مي شود را براي خودم باز كنم.
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
در سپيدهدمان دهه هفتاد همزمان با نمايش فيلم (عروس) موج جديدي از ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد كه برخلاف جريان ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد. ولي اين موج با ورود بي رويه و غيراصولي به زودي دچار انحراف و خروج از مسير اصلي شد كه به نوعي توقفي در پيشرفت آن به وجود آمد. تعدادي از اين جوانها با اولين و دومين فيلمهايشان از سينما محو ميشوند و اگر هم ماندند،ايفاگر نقشهاي حاشيهاي، كليشهاي و تكراري شدند. اتفاقي كه شايد براساس عجله در انتخاب فيلم يا ضعف بازيگران آنان بود.
تعدادي هم موفق شدند و روند موفقيت خود را حفظ كردند. انتخابهاي هوشمندانه و آگاهانه نقش مهمي در موفقيت اين بازيگران جوان داشت. امروز هم جريان ورود بازيگران جديد همچنان ادامه دارد و طبيعي است كه عدهاي بمانند و عدهاي هم بروند، اما اين روزها بازيگر جواني كه در گام اول بازيگري در سينما در فيلم «بيد مجنون» با استعداد و برخوردي كه از خود نشان داد نويد حضور يك بازيگر مطرح در سالهاي آينده را در سينماي ايران مي دهد چرا كه در كنار پرويز پرستويي و رويا تيموريان در فيلم تازه مجيد مجيدي نشان داد كه كمي حساب شده كار ميكند و ميتواند با اتكا به تواناييهاي خود و چهره زيبايش راه خود را باز كند و به قلههاي صعود راه يابد. گفتگوي ما با كسي جز ليلا اوتادي نيست. با او باب سخن را باز كرديم.
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
منبع:سایت هنرمندان
خیلی خوب و محترمانه صحبت کرد و با کمال احترام تقاضای مارو پذیرفت،پیدا کردن منزلش زیاد آسان نبود اما بالاخره به محل سکونت او رسیدیم تا چند دقیقه ای را با او به کپ و گفت بپردازیم،آنچه در زیر میخوانید چکیده صحبت های با لیلا اوتادی هنرمند سینما و تلویزیون با ماست:
بیوگرافی لیلا اوتادی متولد 1362 فارق التحصیل رشته معماری داخلی،فعالیت سینمایی خودم رو از سال 81 با بازی در فیلم چشمان سیاه ایرج قادری آغاز کردم در سال 82 با بازی در بید مجنون مجیدی و سریال مهروماه به طور جدی وارد کار تصویر شدم نحوه ورود ...یکی از دوستان مشترک بنده و آقای شایسته من رو به ایشون معرفی کرد و این سرآغاز کار هنری من بود معماریمعماری خیلی از سینما بهتر هست ولی با سینما قابل قیاس نیست ولی در مجموع معماری از کار در سینما برام راحتره معیار انتخاباول فیلمنامه بعد کارگردان و در آخر نقش مقابلم مهمترین عوامل انتخاب نقش هستند نقش منفیمتاسفانه زیاد نقش منفی به من پیشنهاد نمیشه، اولین نفری که به من نقش منفی پیشنهاد داد آقای مقدم بود سینما،تاتر،تلویزیوناصولا سینما کار خوب کم داره و اصولآ فیلم کم ساخته میشه به همین دلیل من کار خوب تلویزیون رو به کار بد سینما ترجیح میدم.در مورد تاتر هم باید بگم که تاتر خیلی خوبه حسنش اینه که با تماشاگر مستقیم در ارتباطی ولی امتیاز منفی تاتر اینه که مخاطب زیادی نداره،نکته دیگه اینه که در تاتر کار کردن احتیاج به حنجره قوی و اعتماد به نفس زیاد هست و در مجموع من سینما رو به تاتر ترجیح میدم تاتر مورد علاقهتاتر مورد علاقه من نمایشنامه هملت هست بید مجنونبید مجنون خیلی عالی بود اللخصوص بازی در مقابل بازیگری همچون پرستویی که از لحاظ بازی خیلی بهش علاقه دارم و کار با کارگردانی همچون مجیدی که هیچ پلانی رو از من دو بار نگرفت...در مجموع علی رغم نقدهای غیر منصفانه ای که در مورد این فیلم شد باید بگم که کار خوبی بود بازیگر مقابلبازیگر مقابل برای دادن حس خوب نقش موثری داره و به نظر من ایفای درست نقش از اسم مهمتر هست وزیر...اگر وزیر ارشاد می شدم با ساخته شدن این همه تله فیلم مخالفت می کردم و به وضع نا به سامان بازیگرها می رسیدم خدابا خدا دوست هستم و معتقدم آدمها باید خودشون به این نتیجه برسند که چقدر خدا رو دوست دارند ورزشبه اسب دوانی و بدنسازی علاقه دارم الگوزیاد الگو پذیر نیستم و بیشتر دوست دارم خودم باشم تا شخص دیگه موسیقیبه پیانو و گیتار علاقه دارم و به صدای رضا صادقی،بنیامین و یانی گوش میدهم اوتادی از نظر اوتادیآدم بدی نیست،سعی میکنه کسی رو اذیت نکنه هالیووداگر روزی بهم از هالیوود پیشنهاد بازی بشه حتما قبوا میکنم چون من کلآ آدم کمالگرایی هستم و این موضوع رو یک موفقیت میدونم حرف آخرخدایا من در کلبه تنهایی خویش چیزی دارم که تو در بارگاه کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری از شما سپاسگزارم که تشریف آوردید و زحمت کشیدید...به امید دیدار و خدانگهدار |
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
حال مطلبی دیگری در این مورد به نقل ازhttp://hayateno.ws
|
|||||||
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|||||||
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
|
|
+ نوشته شده
ساعت توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من عاشق ليلام |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مرداد 1387 |
| مطالب وبلاگ |
|
بيوگرافي گالري عكس دانلود سپيده دم(تيتراژ پاياني زن ها فرشته اند) اخبار سينما اخبار سينما-2 اخبار سينما-3 مصاحبه ها |
|
RSS
|