تبليغاتX
12
 

سلام دوستان عزیز

شما میتونید در صفحه اول بلاگفا

با نام کاربری:

leilaotadi1

و کلمه عبور:

 4444

وارد بخش مدیریت این وبلاگ بشین و هرچی دلتون خواست بنویسین

البته با رعایت ادب

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
 

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
 

سلام دوستان

برای دیدن مطالب اصلی تر کلیک کنید

 

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

http://leftleila.blogfa.com

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
تقدیم به لیلا اوتادی عزیز

فقط اومدم بگم دوست دارم

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
سلام

امروز میخوام راجع به نظراتی که چند تن از بازدید کننده هامون دادن یه توضیحی بدم

به نظر من اونایی که میگن اگه یه هنرپیشه بره هالیوود آلوده ...میشه خودشون آدمای کم جنبه ای هستن

لیلای عزیز فرموده اگه بهش از هالیوود پیشنهاد بشه میره چون پیشرفت رو دوست داره

حالا شما آقایون به جای اینکه از هنرمندای ما ایراد بگیرید بهتره برید و جنبه و ظرفیت خودتونو بالا ببرید

شاید مصاحبه چند وقت پیش تهمینه میلانی در مورد پارک بانوان رو شنیده باشید

همونطور که خانم میلانی فرمودن ((ما باید فرهنگ سازی کنیم))

اگه آقایون جنبه خودشونو ببرن بالا و به خانم ها به چشم خواهر خودشون نگاه کنن دیگه اینجور نظراتی که تو وبلاگ میذارین معنی نداره

پس برین جنبه خودتونو ببرین بالا

و هر چی میشه فکرتون جاهای بد نره

خانم اوتادی با وقارترین و سرسنگین ترین هنرمند سینمای ایران هستن

و اگه از هالیوود بهشون پیشنهاد بشه و ایشون هم قبول کنن من مطمین هستم که تو یه همچین موقعیتی هم اصالت و متانت خودشونو حفظ خواهند کرد.

لیلای عزیز با شخصیت ترین خانمیه که من در تمام عمرم دیدم

و امیدوارم به هر چی که میخواد برسه و موفقیت هاش هم روز به روز بیشتر بشه.

پس خواهشا شما آقایون از دادن این قبیل نظرات جدا خودداری کنید

یعنی اول فکر کنید و بعد حرف بزنید

لیلا اوتادی عزیز دوست داریم   

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

تولد گل نرگس رو به همه شیعه های دنیا مخصوصا لیلا اوتادی عزیز تبریک میگم

عید همه تون مبارک

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

لیلا اوتادی فارغ التحصیل رشته معماری داخلی است و کار خود را با بازی در تئاتر از سال 81 آغاز کرده و بازی در "بید مجنون" به کارگردانی مجید مجیدی به شکل جدی وارد سینما شد و پس از آن در مجموعه تلویزیونی "مهر و ماه" بازی کرد. او در حال حاضر مشغول بازی در "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و سریال "خونمردگی" به کارگردانی جواد مزدآبادی است.

مصاحبه در ادامه



در فیلم "دعوت" هم حضور دارید. کار با ابراهیم حاتمی کیا چطور است؟
در حال دورخوانی و تمرین هستیم. آقای حاتمی کیا بر تمامی مراحل کار نظارت دارند و خانم یثربی هم در کنار ایشان حضور دارند. آقای حاتمی کیا ذهن بازی دارند و با انعطاف زیادی نظرات دیگران را می پذیرند. هر کارگردانی روش خود را در تمرین دارد. در فیلم هایی که تا به حال بازی کردم، تمرین و دورخوانی چندان جدی گرفته نمی شد اما آقای حاتمی کیا عقیده زیادی به تمرین دارند و در دورخوانی علاوه بر تمرین دیالوگ از بازیگران بازی هم می خواهند. یعنی علاوه بر تاکید روی درست خواندن فیلمنامه در همان لحظه بر بازی هم تاکید می کنند. خیلی خوشحالم که فرصت بازی در فیلم ایشان برای من بوجود آمد. فکر میکنم خیلی از بازیگرانی که سن و سالشان از من بیشتر است هم آرزوی کار با آقای حاتمی کیا را دارند و فکر می کنم سعادتی است برای من که در فیلم ایشان بازی می کنم.

تجربه بازی در "زن ها فرشته اند" چطور بود؟
بازی در این فیلم تجربه خیلی خوبی برای من بود. اولین بار بود که مقابل بازیگرانی مثل امین حیایی و مهتاب کرامتی بازی می کردم و تجربه همکاری خوبی را با آنان پشت سرگذاشتم. با اینکه این فیلم دومین تجربه کارگردانی فیلم بلند آقای شاه حسینی بود اما ایشان فوق العاده حرفه ای کار می کردند. علاوه بر این آقای فرحبخش (تهیه کننده) در تمام طول فیلمبرداری در صحنه حضور داشتند و من واقعا از نحوه نظارت ایشان برکار لذت می بردم و با وجود ایشان بود که کار اصولی و درست پیش می رفت.

 

شما تجربه کار با کارگردانانی چون داریوش مهرجویی و مجید مجیدی را دارید، کار با بزرگان سینما چه تفاوتی با دیگران دارد؟
آقای مهرجویی برخلاف گفته بعضی دوستان، فوق العاده خوش اخلاق هستند و دست بازیگر را باز می گذارند، آقای مجیدی هم درست همین روش را دارند. فکر میکنم، کارگردانانی که تجربه کمتری دارند، بیشتر روی بازی بازیگران تکیه می کنند. کارگردانانی مثل مهرجویی و مجیدی بازیگران را راحت می گذارند و همیشه نتیجه بهتری هم می گیرند. آقای مهرجویی اول به من می گفتند بازی کن و بعد نظرات خود را می دادند و بعد وقتی کار تمام می شد از نتیجه آن راضی بودند. همیشه برای کار با این بزرگان دچار اضطراب می شدم اما آنها آنقدر راحت برخورد می کردند که راحتترین بازیهایم را جلوی دوربین آنها داشتم. همیشه وسواس کارگردانان جوان در این زمینه بیشتر است.

 

علاوه بر بازی در فیلم های سینمایی در سریال های تلویزیونی هم بازی می کنید، نگران نیستید که با این کار، بازی در سینما کمتر به شمار پیشنهاد شود؟
من فکر می کنم ما باید شرایط سینما را بسنجیم و بدانیم سینمای ایران در چه سطحی است. در بسیاری از کشورهای دنیا مثل فرانسه و ... تفاوتی بین سینما و تلویزیون وجود ندارد و بازیگران حرفه ای سینما در تلویزیون بازی می کنند. خوشبختانه خیلی از کارگردانان سینما مثل آقای جیرانی، حاتمی کیا و... به تلویزیون آمده اند و مرزهای بین این دو مدیوم برداشته شده است و بازیگران حرفه ای سینما هم به تلویزیون آمده اند. با این کار مسلما تعصب هایی که در این مورد وجود داشته از بین می رود و باید همه خودشان را با این موج جدیدی تطبیق دهند . ما که از سینمای جهان جلوتر نیستیم و نباید کاسه داغتر از آنان بشویم.

 

اگر دو فیلمنامه سینمایی و تلویزیونی با یک کیفیت به شما پیشنهاد شود، کدام را انتخاب می کنید؟
در این وضعیت کارگردان و بازیگر نقش مقابل برای من تعیین کننده است. بازگر مقابلم باید بتواند از عهده نقش بربیاید و رفتار حرفه ای بازیگران هم برای من اهمیت زیادی دارد. عوامل در یک فیلم سینمایی رابطه ای مثل اعضای یک خانواده دارند و اگر رابطه دوستانه باشد، کارها روی روال پیش می رود.

 

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

گفت‌وگو با لیلا اوتادی‌

همه شهرت را دوست دارند

لیلا اوتادی بازیگر جوانی است كه با مجموعه <مهر و ماه> به چهره‌ای شناخته شده بدل شد و با بازی در فیلم <چپ دست> عرصه بازیگری در سینما را نیز تجربه كرد.

لیلا اوتادی هر چند اغلب در فیلم‌های گیشه و به تعبیری سینمای بدنه به ایفای نقش پرداخته است، اما همكاری او با مجید مجیدی در <بید مجنون> و داریوش مهرجویی در یكی از اپیزودهای <فرش ایرانی> نشان از آن دارد كه این بازیگر جوان می‌تواند گزینه مناسبی برای فیلم‌های هنری هم محسوب شود، <قصه دل‌ها> بهانه این مصاحبه شد، اما در طول 4 سال فاصله تولید تا اكران این فیلم حداقل از لیلا اوتادی چهره متفاوتی با آنچه در قصه دل‌ها ایفا كرده تصویر  شده است.

ورودتان به عرصه بازیگری به چه شكلی اتفاق افتاد؟

من از كودكی به بازیگری علاقه‌مند بودم و دوست داشتم تا این عرصه را تجربه كنم. در سن 7 سالگی این شرایط فراهم شد و برای بازی در فیلم <كیمیا> آقای درویش انتخاب شدم ولی به خاطر مخالفت پدرم این اتفاق نیفتاد تا زمانی كه درسم به اتمام رسید، هر چند كه در زمینه معماری داخلی تحصیلاتم را ادامه دادم، اما به دلیل همان علاقه وارد حیطه تئاتر شدم و تئاتر حوزه‌ای برای ورود به عرصه سینما شد.

گویا اولین تجربه بازیگریتان مجموعه <مهر و ماه> بود، از چگونگی این همكاری صحبت كنید؟

اولین تجربه من نقش كوتاهی در <چشمان سیاه> بود كه پس از آن از طریق عوامل این فیلم به كارگردان سریال <مهر و ماه> معرفی شدم و پس از آن در این سریال بازی كردم.

این علاقه به بازیگری در شما از چه چیزی نشأت می‌گرفت، در بازیگری به دنبال شهرت و چهره شدن بودید یا نه؟ آیا در بازیگری اهداف دیگری را دنبال می‌كردید و دورنمای متفاوتی از آن در سر داشتید؟

شهرت مقوله‌ای است كه برای همه جذاب است، اما رسیدن به شهرت یا مقوله ستاره شدن دلیل علاقه من به بازیگری نبود، من به شخصه، آدم تنوع‌طلبی هستم و دوست دارم تجربه كنم و احساسم این بود كه از طریق بازیگری می‌توانم موقعیت‌های مختلف، شخصیت‌های مختلف و حرفه‌های متفاوت را تجربه كنم.

اغلب فیلم‌هایی كه شما در آنها بازی كرده‌اید، فیلم‌هایی بوده‌اند كه بر شهرت بازیگران اتكا داشته اند و به نوعی سینمای گیشه به حساب می‌آمده‌اند، این اتفاق ناشی از نوع انتخاب‌های شماست یا اینكه پیشنهادها در این حیطه بوده‌اند و شما ناچار برای حضور حرفه‌ای، در این حیطه مانده‌اید؟

قدر مسلم پیشنهادها بوده‌اند كه من را در این حیطه نگه داشته‌اند، تصور من این است كه در سینمای ما، یك بازیگر باید مدت‌ها زمان بگذارد و مدت‌ها تجربه كسب كند تا اینكه در جایگاهی قرار بگیرد كه بتواند دست به انتخاب از میان كارهای پیشنهادی بزند و از آنجا كه چنین بازیگرانی در عرصه سینمای ما بسیار معدود و انگشت شمارند، باید بگویم كه بازیگران ما اغلب انتخاب می‌شوند تا انتخاب كنند.

با این تفاسیر، اگر مجال انتخاب با شما باشد، شما گرایش به چه نوع سینمایی دارید، سینمایی كه به عنوان سینمای بدنه یا گیشه مطرح است یا سینمایی كه به عنوان سینمای اندیشه‌ای، فرهنگی و هنری شناخته می‌شود؟

من سینمای فرهنگی هنری را نیز تجربه كرده‌ام و با كارگردانانی چون مجید مجیدی و داریوش مهرجویی همكاری داشته‌ام و همكاری با آنها بسیار جالب و آموزنده بود، اما سینمای بدنه و سینمای گیشه هم به نظر من سینمای قشنگی است و برای من تجربه آن نیز جذاب بوده است، بنابراین من هیچ علاقه‌ای ندارم كه خودم را در سینمای گیشه یا سینمای هنری محدود كنم و در هر حیطه‌ای كه نقش برایم جذاب باشد، آن فیلم را انتخاب می‌كنم و بازی می‌كنم.

با توجه به اینكه این دو نوع سینما را تجربه كرده‌اید، تفاوت این دو نوع سینما را در چه می‌بینید؟

سینمای تجاری بیشتر عامه‌پسند است و حرف خاصی شاید نداشته باشد و عموماً همان حرف‌های جاری مردم را در قالب‌های دیگر تكرار می‌كند، ولی سینمای هنری، اصولاً یك سینمای چند لایه است، كه هر مخاطبی به فرا خور دانش و آگاهی و توان خودش از آن فیلم برداشت می‌كند.

به عنوان بازیگری كه سینمای گیشه و بدنه را تجربه كرده، فكر می‌كنی سینمای بدنه چه هدفی را دنبال می‌كند، با توجه به اینكه معتقدم سینمای گیشه حرف‌های جاری جامعه را تكرار می‌كند، آیا سینمای گیشه فقط به دنبال سرگرمی مخاطب است و زمانی برای خلسه و رویای مخاطب یا نه سینمای گیشه هم در جایگاه خودش علاوه بر مفهوم سرگرمی به دنبال اهداف دیگری نیز هست؟

نه مسلماً، سینمای بدنه نیز سینمایی نیست كه كه صرفاً به دنبال سرگرمی باشد، سینمای بدنه نیز به هر حال حرف‌های خاص خودش را دارد، اما حرف‌های روزمره مردم، همان دغدغه‌ها و دلواپسی‌های عامه مردم و اغلب این حرف‌ها خیلی واضح و سر راست است و هر كسی فیلم را ببیند، همان برداشت یكسان دیگر مخاطبان را از فیلم خواهد داشت و فیلم گیشه اساساً یك سینمای تك برداشته است.

علاوه بر فیلم‌های <بید مجنون> و اپیزود <فرش ایرانی> در این حیطه پیشنهادی داشته‌اید كه از بازی در آن سر باز زده باشید؟

بله، بوده و بهتر است كه اسم نیاورم، اما من معتقدم یك نقش محوری و كلیدی در یك كار گیشه، تجربه بهتری نسبت به یك نقشی محدود، در سینمای فرهنگیهنری ما به حساب می‌آید، هر چند كه سینمای ما اغلب یك سینمای مرد محور است و كمتر زنان محور اصلی فیلم‌‌ها هستند، من سعی كرده‌ام حداقل نقش‌هایی را بازی كنم كه اگر زن محور نیست حداقل آن نقش به چشم بیاید.

یعنی شما ترجیح می‌دهید، در فیلمی به عنوان مثال مانند <قصه دل‌ها> (چون بهانه گفت‌وگوی ماست)  دیده شوید، تا اینكه در یك فیلم مرد محور فرهنگی هنری یك نقش كوتاه داشته باشید و شاید آن‌طور كه باید به چشم مخاطب نیایید؟

<قصه دل‌ها> نیز اساساً یك فیلم زن محور نیست و مرد محور است و این فیلم 4 سال پیش به من پیشنهاد شد و من از آنجا كه تازه وارد عرصه سینما شده‌ بودم، چندان به مقوله انتخاب فیلم اشراف نداشتم، البته معتقد نیستم كه <قصه دل‌ها> انتخاب اشتباهی بوده است، زیرا كه فكر می‌كنم شاید در آن زمان انتخاب دیگری نبوده است كه این فیلم را بازی كرده‌ام. بهرحال منظور من از سینمای تجاری، <قصه دل‌ها> نیست، چرا كه <قصه دل‌ها> اصلاً سینمای تجاری نیست و مطمئناً در گیشه نمی‌تواند موفق باشد. سینمای تجاری ویژگی‌های خاص خودش را دارد كه اگر آن ویژگی‌ها به جای خودش باشد و از بازیگر ستاره خاص این سینما استفاده شود، در گیشه موفق خواهد بود و این آن سینمایی است كه من معتقدم بازی محوری در آن می‌تواند تا یك نقش كوتاه در یك فیلم هنری بیشتر دیده شود.

چرا فكر می‌كنید، <قصه دل‌ها> سینمای تجاری نیست و در گیشه موفق نخواهد بود؟

سینمای تجاری ما نمی‌تواند بر محور یك بازیگر بفروشد و شاید ویژگی‌های مختلفی باعث فروش یك فیلم شود ولی یكی از این ملاك‌های مهم و اساسی چیدمان چند بازیگر ستاره، چهره و مطرح كنار هم است كه می‌تواند تا حدی فروش یك فیلم را تضمین كند. <قصه دل‌ها> این آیتم را ندارد و از چیدمان چند بازیگر مطرح بهره‌ نبرده است. از سوی دیگر فیلمنامه و فیلم <قصه دل‌ها> داستانی است كه متعلق به چند سال پیش است و در حال حاضر برخلاف اینكه من امیدوارم كه خوب بفروشد، اما فكر می‌كنم نتواند كشش لازم را برای مخاطب ما ایجاد كند و خوب بفروشد.

‌یعنی شما فكر می‌كنید مهمترین عامل فروش یك فیلم بازیگر است؟

 بله، مهمترین عامل فروش بازیگر است، ولی آیتم‌های دیگری چون كارگردان، فیلمنامه و ... نیز دارای اهمیت هستند.

پس چه می‌شود كه فیلمی با كلی بازیگر ستاره و چهره، فروش خوبی ندارد؟‌

 این به شرایط و زمان اكران و تبلیغات فیلم بستگی دارد. به هر حال همه عوامل در كنار هم باعث فروش فیلم می‌شود و فقط بازیگر ملاك فروش خوب فیلم است، اما حضور بازیگر ستاره یكی از مهتمرین این عوامل است كه باید برای تضمین فروش باشد.

‌از تولید قصه دل‌ها 4 سال می‌گذرد پس از 4 سال شما این فیلم را چطور می‌بینید؟

 افراد مختلفی كه <قصه‌دل‌ها> را دیدند، اغلب فیلم را پسندید و نكته جالبی كه برای همه این افراد وجود داشت، این بود كه <قصه دل‌ها> داستانی است كه مشابه آن دیگر ساخته نمی‌شود، اما جدای از داستان <قصه دل‌ها> مشكلات دیگر فنی متوجه فیلم است و <قصه دل‌ها> از تدوین نامناسب و صداگذاری نامطلوب رنج می‌برد، اما فكر می‌كنم آقای درویش‌پور تا جایی كه در توانش بوده سعی كرده تا فیلم خوبی ارائه كند.

‌با توجه به این صحبتتان كه داستان <قصه دل‌ها> یك داستان به روز نیست، فكر می‌كنید یك ملودرام خوب در شرایط كنونی باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا مورد پسند مخاطب قرار بگیرد؟

 من اگر نسبت به این مقوله آگاهی داشتم خوب می‌رفتم و یك فیلم ملودرام می‌ساختم.

‌دانستن شرایط دلیلی بر توانایی برآمدن از پس آن شرایط نیست، اما به هر حال در جایگاه یك بازیگر كه ژانر ملودرام را تجربه كرده‌اید و معتقدید ملودرام <قصه دل‌ها> ملودرام امروز نیست، فكر می‌كنید ملودرامی كه امروز مخاطب را جذب می‌كند چه نوع ملودرامی است؟

ملودرامی كه در حیطه سینمای تجاری بگنجد. ملودرامی است كه مانند دیگر فیلم‌های تجاری بر بازیگر ستاره استوار است پس از آن یك فیلمنامه خوب، یك كارگردانی مناسب و پس از آن یك تبلیغات وسیع و متناسب می‌تواند عامل فروش یك ملودرام خوب باشد، اما مهمترین عاملی كه سبب ساخت یك ملودرام خوب می‌شود انسجامی است كه میان تمام حیطه‌ها و همه عوامل فیلم وجود دارد و می‌تواند یك ملودرام خوب ارائه دهد.

‌اساساً‌ فكر می‌كنید چه عواملی باعث می‌شود كه تا یك بازیگر تبدیل به یك بازیگر ستاره و چهره شود؟‌

 من فكر می‌كنم یك بازیگر برای تبدیل شدن به یك ستاره نمی‌تواند با ارائه یك بازی خوب و ظاهر خوب به این امر دست پیدا كند، بلكه ستاره شدن یك امر انتخابی است كه عده‌ای تصمیم می‌گیرند كه بازیگری ستاره ‌شود و آن بازیگر تبدیل به ستاره می‌شود.

یعنی معتقدید مردم و مخاطب نقشی در تبدیل بازیگران به ستاره ندارند؟‌

 نه من فكر می‌كنم خواسته و انتخاب یكسری از افراد در حیطه سینما از یك بازیگر ستاره می‌سازد.

‌یكسری ویژگی‌های ذاتی و فردی در یك بازیگر برای این انتخاب نباید باشد؟

چرا به هر حال یك آن باید در بازیگر باشد و بازیگر باید خوب بازی كند تا انتخاب شود، اما خوب بودن دلیل بر این انتخاب نیست، چه بسا كه بازیگرانی این پتانسیل را دارند ولی ستاره نشده‌اند.

شما علاقه‌مندید تبدیل به یك بازیگر ستاره شوید یا اینكه یك بازیگر حرفه‌ای باشید و بتوانید از پس هر نقشی بربیایید؟‌

من فكر می‌كنم، بازیگر حرفه‌ای بودن یا شدن آرزوی هر بازیگری است، اما من بیشتر دوست دارم بتوانم هر نقشی را خوب بازی كنم.

‌شهرت چقدر برایتان اهمیت دارد؟‌

شهرت خیلی برایم اهمیت ندارد و این موفقیت را داشتم كه در همه فیلم‌هایی كه به من پیشنهاد می‌شود بازی كنم و 32 سال قبل این شهرت را بخصوص با بازی در سریال‌های مختلف به دست بیاورم ولی سعی دارم جسته و گریخته بازی كنم، نمی‌گویم كه همه این فیلم‌ها خوب بوده به این خاطر كه من به تنهایی در فیلم‌ها دخیل نبوده‌ام و نمی‌دانسته‌ام چه نتیجه‌ای خواهند داشت ولی به هر حال سعی كردم از میان پیشنهادها بهترین را انتخاب كنم.

‌با توجه به اینكه به دنبال آن هستید كه یك بازیگر حرفه‌ای باشید برای رسیدن به این جایگاه از چه راهكارهایی بهره می‌برید؟

جدای از اینكه یك بازیگر باید نسبت به تكنیك‌ها و متدها آگاهی داشته باشد، من فكر می‌كنم یكی از مهمترین كارها، فیلم دیدن است و تماشای فیلمی در رسیدن به نقش‌های بهتر می‌تواند مؤثر باشد. خواندن كتاب‌های تئوریك درباره بازیگری نیز بی‌اثر نخواهد بود.

‌آیا تجربه در این روند تأثیری ندارد؟

تجربه در همان یك یا دو سال اول برای بازیگر ایجاد می‌شود و ترس‌ها و واهمه‌ها برای بازیگر از بین می‌رود و استرس قرار گرفتن در مقابل دوربین وجود نخواهد داشت و پس از آن كوشش‌های بازیگر است كه اهمیت دارد.

برای رسیدن به نقش‌هایی كه ایفای آنها برعهده شماست چه می‌كنید؟

سعی می‌كنم به آدم‌هایی با این ویژگی و كاراكتر را از نزدیك ببینم و ری‌اكشن‌ها و رفتارهایشان را بررسی كنم و با وام گرفتن آیتم‌های مختلف از آنها به نقش مورد نظر برسم.

‌بازیگری یك مقوله ذاتی است یا اكتسابی و شما بیشتر براساس كدام مقوله پیش رفته‌اید؟

بازیگری هم ذاتی است و هم اكتسابی. در مورد خودم تا به حال فكر می‌كنم بازیگری یك امر ذاتی بوده است و در فیلم‌هایی كه بازی كردم شرایط به نحوی بوده است كه چندان نیاز نبوده است كه برای رسیدن به آن نقش انرژی خاصی بگذارم و به دنبال پیدا كردن ریزه‌كاری‌های نقش بروم. اصلاً در سینمای ما نقش‌هایی كه برای زنان نوشته می‌شود همه تكراری و ساده است. به عنوان مثال در كشورهای دیگر مثل فرانسه، ایتالیا و ... نقش‌هایی برای زنان نوشته می‌شود كه تكرار نشدنی است، اما نقش‌های زنان با حایل به تكرار است و زنی است كه یا خیلی خوشبخت یا خیلی بدبخت است.  بنابراین شرایطی ایجاد نكرده تا من نسبت به نقش به تكاپو بیفتم و چالش برایم ایجاد شود، اما اگر این فضا باشد بی شك من هم تلاش می‌كنم كه در آن قالب یك نقش خوب ایفا كنم.

‌تفاوت همكاری با داریوش مهرجویی با كارگردان‌های دیگر را چطور دیدید؟

داریوش مهرجویی كارگردان بسیار خوش‌اخلاقی است و به بازیگرش اعتماد می‌كند و دست بازیگر را برای ایفای نقش باز می‌گذارد و علی‌رغم اسم بزرگ ایشان كه شاید برای بازیگر ایجاد استرس می‌كند، اما من در مقابل دوربین مهرجویی با یك عزت نفس و آرامش خاصی ایفای نقش كرده‌ام. درحالیكه در مقابل دوربین كارگردان‌های خیلی تازه‌كار و ناوارد این استرس و شرایط نامطلوب برای من پیش آمده است.

‌معتقدید كه نقش بیشتر توسط بازیگر آفریده می‌شود یا كارگردان است كه به بازیگر برای ارائه نقشش جهت می‌دهد؟

من فكر می‌كنم كه ابتدا این بازیگر است كه نقش را در ذهنش می‌آفریند و سپس در تبادل با كارگردان آن نقش پخته می‌شود ولی ابتدا این بازیگر است كه نقش را می‌سازد.

‌تا به حال پیش آمده تا مجبور شوید نقشی را برخلاف آن ساخته ذهنیتان بازی كنید؟‌

بله، این اتفاق افتاده است. در كشورهای دیگر مرحله پیش‌تولید مرحله مهمی است و زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهد و روخوانی و تمرین در این مرحله انجام می‌شود و بازیگر و كارگردان با تمرین‌ها و رایزنی‌ها به یك نقش هماهنگ می‌رسند اما در ایران بر اثر پیش‌تولید كوتاه مدت و حتی قراردادهایی كه 43 روز مانده به تولید بسته می‌شود و به یك توافق نمی‌رسند و بازیگر مجبور است در یك پروسه سریع نقش را هندل كند و به آن برسد و در نتیجه به آن شرایط ایده‌آل نمی‌رسد.

‌وقتی در چنین شرایطی قرار می‌گیرید و برای ایفای یك نقش زمان كافی ندارید، چرا نقش را می‌پذیرید؟ آیا شرایط سینمای ایران و ورود سریع‌تر به این حرفه باعث چنین اتفاقی شد؟

این اتفاق در بدو ورود من به سینما نیفتاد، اما این اتفاق یك اتفاق همیشگی در سینمای ایران است و برای اغلب فیلم‌ها این ضعف وجود دارد و شرایط سینمای ایران به این شكل تدوین شده و ما مجبوریم كه آن را بپذیریم و گاه همه شرایط نقش كارگردان، فیلمنامه و نوع كاراكتر جذاب است و توجه خاص این جذابیت مجبور به پذیرش شرایط می‌شوی و حس این اجبار را ایجاد می‌كند.

‌برای انتخاب نقش‌ها چه معیارهایی را در نظر می‌گیرید؟‌

ابتدا فیلمنامه برایم اهمیت دارد و نوع نقشی كه باید آن را بازی كنم. بعد كارگردان اهمیت دارد و درنهایت بازیگر نقش مقابل و عامل ملاك انتخاب قرار می‌گیرد.

‌در حال حاضر مشغول چه كارهایی هستید؟

یك قرارداد برای فیلم <سپیده دم> به تهیه‌كنندگی آقای فرحبخش و كارگردانی آقای شاه‌حسینی دارم. فیلم <چهار انگشتی> را آماده اكران و تله فیلم <بیرون از بهشت> را هم آماده نمایش در تلویزیون دارم.

منبع : همشهری

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

 محمد رضا گلزار در تیم ملی فوتبال ایران

برای مطالعه متن کامل خبر به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
honarpisheh-ليلا اوتادي متولد سال 1362 و فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه تهران است. بازيگري در عرصه تئاتر نقطه شروع كار هنري او بوده و چند سالی است كه در اين عرصه فعاليت مي كند.
اولين بار چهره او را در يك فيلم سينمايي ديديم كه نقش كوتاهي داشت، در فيلم «چشمان سياه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديديم.
از او مي پرسم: «شما با تجربه يك فيلم سينمايي، كار تصويري را شروع كرديد. كار تلويزيوني نسبت به كار سينمايي چه تفاوتهايي برايتان داشت كه به سريالهاي تلويزيوني روي آورديد؟
مي گويد: «تفاوت كار سينمايي با تلويزيوني خيلي زياد است. سينما وجوه خاص خودش را دارد اما اين كه من بعد از يك فيلم سينمايي به بازي در يك سريال روي آوردم، بيشتر به اين خاطر بود كه مخاطب تلويزيون با مخاطب سينما متفاوت است. سينما مخاطبان محدودي دارد، علاوه بر اين ديدها هم نسبت به سينما و تلويزيون متفاوت است.

به عقيده من گاهي سراغ كار تلويزيوني رفتن هم براي بازيگر بد نيست.» مي پرسم چه نظري در مورد نقشهاي منفي و مثبت داري؟ مي گويد: «فكر مي كنم نقشهاي مثبت و منفي تفاوتي با هم ندارد، مهم اين است كه بازيگر از پس نقش، خوب بربيايد و خوب كارش را اجرا كند، اما اين كه مي گويند نقش مثبت و منفي، براي من به شخصه هيچ وقت تفاوتي با هم نداشته اند.» قبول كردن يك نقش با همه فراز و فرودهايش القاي حسي خاص را در بازيگر مي طلبد. وقتي از اوتادي در اين مورد مي پرسم با تأكيد مي گويد: «فكر مي كنم به لحاظ ذهني بازيگر حسي مي تواند با كارش هماهنگ شود، اما من ترجيح مي دهم كه علاوه بر حس، تكنيك را هم در كار در نظر بگيرم. من خيلي از نظر حسي با نقش ارتباط برقرار نمي كنم، بلكه سعي مي كنم نقشم را با منطق در ذهنم تحليل و مسائلي كه به لحاظ روانشناختي در نقش ديده مي شود را براي خودم باز كنم.


در انتخاب نقش هم اين مسأله را لحاظ مي كنم، مي پرسم چطور؟ مي گويد: «بهترين نكته فيلمنامه است، بعد كارگردان و در نهايت نقش كه براي هر نقش هم مطالعه در مورد آدمهايي كه به آن شخصيت و نقش نزديكترند، مي تواند به بازيگر براي رسيدن به آن شخصيت كمك كند و اين مسائل برايم اهميت خاصي دارند». از اوتادي مي پرسم به نقش مقابل و بازيگري كه اين نقش را ايفا مي كند چقدر اعتماد مي كند؟ مي گويد: «سعي مي كنم كه اعتمادم خيلي بالا باشد. هر بازيگري اوايل كار دوست دارد با كساني كار كند كه حرفه اي هستند و تجربه زيادي دارند. من خوشبختانه در اين زمينه شانس بزرگي داشتم و اصولاً كار با حرفه اي ها آرامش بازيگر را تضمين مي كند».
از آنجا كه اوتادي تجربه كار در تئاتر هم داشته از او مي پرسم در مورد تئاتر چطور فكر مي كند. مي گويد: «تئاتر كاري زنده است و كار زنده تمركز رواني زيادي را مي طلبد. چون در اين فضا نه تكرار و نه كات وجود دارد. بازيگر بايد يك بار بازي كند، آن هم خوب و بدون نقص!» اوتادي را در سريال «آخرين گناه» در نقش «آوا» ديده بوديم.
از او در مورد اين نقش مي پرسم، مي گويد: «اولين نكته اي كه بايد بگويم اين است كه براي كارهاي مناسبتي هيچ وقت كل فيلمنامه را آماده نداريم، اما من چكيده اي از كار را خواندم و تقريباً مي دانستم كه چه اتفاقي قرار است براي اين نقش بيفتد. بعدها هم كه حدود نصف فيلمنامه آماده شد، همه بازيگران سريال اين فيلمنامه را خواندند و همه با اعتماد به كار، از اين حيث كه پاياني شايسته خواهد داشت نقشها را قبول كرديم. با توجه به اين كه كارهاي مناسبتي فيلمنامه كاملي ندارند، بازيگر و عوامل سريال استرس زيادي را تحمل مي كنند. ولي با اين وجود ما اين استرس را نداشتيم و از اين بابت خيال همه براي كار كردن راحت بود. تجربه كار با آقاي سهيلي براي همه، خصوصاً براي من بسيار شيرين و لذت بخش بود.



+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
در سپيده‌دمان دهه هفتاد همزمان با نمايش فيلم (عروس) موج جديدي از ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد كه برخلاف جريان ورود بازيگران جوان به سينما آغاز شد. ولي اين موج با ورود بي رويه و غيراصولي به زودي دچار انحراف و خروج از مسير اصلي‌ شد كه به نوعي توقفي در پيشرفت آن به وجود آمد. تعدادي از اين جوان‌ها با اولين و دومين فيلم‌هايشان از سينما محو مي‌شوند و اگر هم ماندند،‌ايفاگر نقش‌هاي حاشيه‌اي، كليشه‌اي و تكراري شدند. اتفاقي كه شايد براساس عجله در انتخاب فيلم يا ضعف بازيگران آنان بود.
 تعدادي هم موفق شدند و روند موفقيت خود را حفظ كردند. انتخاب‌هاي هوشمندانه و آگاهانه نقش مهمي در موفقيت اين بازيگران جوان داشت. امروز هم جريان ورود بازيگران جديد همچنان ادامه دارد و طبيعي است كه عده‌اي بمانند و عده‌اي هم بروند، اما اين روزها بازيگر جواني كه در گام اول بازيگري در سينما در فيلم «بيد مجنون» با استعداد و برخوردي كه از خود نشان داد نويد حضور يك بازيگر مطرح در سال‌هاي آينده را در سينماي ايران مي دهد‏ چرا كه در كنار پرويز پرستويي و رويا تيموريان در فيلم تازه مجيد مجيدي نشان داد كه كمي حساب شده كار مي‌كند و مي‌تواند با اتكا به توانايي‌هاي خود و چهره زيبايش راه خود را باز كند و به قله‌هاي صعود راه يابد. گفتگوي ما با كسي جز ليلا اوتادي نيست. با او باب سخن را باز كرديم.


 
در شروع گفتگو كمي از بيوگرافي شخصي خودتان بگوييد؟
 متولد سال 1362 در تهران و فارغ‌التحصيل رشته معماري و دكوراسيون داخلي هستم.
 
چگونه وارد عرصه سينما شديد؟
 از كودكي به بازيگري علاقه داشتم و در تئاترهاي دوران مدرسه و بعد در تمرين‌هاي تئاتر و اداره آن شركت مي‌كردم. اولين حضورم در نقش كوتاهي در فيلم چشمان سياه بود. بعد در سريال مهر و ماه، فيلم سينمايي بيد مجنون مجيد مجيدي را كار كردم و بعد فيلم سينمايي حشره به كارگرداني درويش پور و آخرين كارم چپ دست با محتوايي بسيار جالب است كه سومين ساخته آرش معيريان است.
 
در حرفه سينما خانواده چقدر به شما كمك مي‌كنند؟
 در اوايل كار به اصرار من كارم را پذيرفتند ولي بعد از ديدن اولين كارم بسيار علاقمند شدند و در حال حاضر گاهي بيشتر از خودم پيگير كارهايم مي‌شوند.
 
آيا تا به حال نقشي را ايفا كرده‌ايد كه با خصوصيات اخلاقي‌تان نزديك باشد؟
 به نظر من دورترين آدم‌ها هم با يكديگر نقطه اشتراكي دارند و آن انسان بودن و داشتن ابتدايي‌ترين منطق‌هاست. بنابراين من با هر نقشي كه ايفا مي‌كنم اين نقطه اشتراك را دارم و آن نقش علاوه بر اين جزئي از زندگي من مي‌شود. پس آن نقش را به راحتي مي‌پذيرم، ولي نقش‌هايم از نظر خصوصيات اجتماعي و يا شخصي شايد نقاط مشتركي با خود داشتند ولي جزيي بوده و در كليت شباهتي به من نداشتند.
 
براي نزديك شدن به نقش‌هايي كه ايفا مي‌كنيد چه واكنشي انجام مي دهيد؟
 سعي مي كنم رابطه نزديكي با مردم داشته باشم و از رفتارها و كارهايشان ياد بگيرم تا در نقش‌هايم بيشتر وارد باشم و به نظر من علاوه بر مطالعه و ديدن فيلم‌هاي مشابه دقت و تفكر راجع به رفتار و كردار افراد كمك زيادي به من مي‌كند.
 
در مورد ورود گسترده جوانان به عرصه هنر و بازيگري چه نظري داريد؟
 مسلماً در هر حرفه‌اي در جامعه نيروهاي جوان با انرژي بيشتري وارد مي‌شوند و با استفاده از اساتيد قديمي يا پيشكسوتان و تجارب آنها به پيشرفت حرفه‌اي آن شغل كمك بسياري مي كنند و سينما هم از اين مقوله جدا نيست اما تفاوتي كه دارد كه هيچ هنري در آن تكرار نمي‌شود و جاي قديمي‌ها را هيچ كس نمي تواند بگيرد.
 
به چه شيوه‌اي از بازيگري اعتقاد داريد و به آن عمل مي كنيد؟
 به نظر من حس و تكنيك هر دو بكار مي‌آيند، گاهي ادغام اين دو مؤثر است و گاهي فقط يكي مي‌تواند در يك اثر جوابگوي آن نقش خاص باشد ولي به شخصه با بازي حسي و تكنيكي، هر كدام در جاي خود موافقم.
 
بين سينما و خانواده كداميك برايتان برتر است؟
 هر يك جاي خود را دارند. هر شغل و حرفه‌اي و پيشرفت در آن مستلزم تلاش و گذاشتن وقت و از خودگذشتگي است. سينما و بازيگري هم كار بيشتري مي خواهد ولي هم زندگي خصوصي مهم است و هم سينما.
 
به ايفاي كدام نقش سينمايي بيشتر علاقه‌مند هستيد؟
 به نقش‌هايي كه در خاطره‌ام مي ماند و اثر گذاري خاصي دارد بخصوص اثر مثبت و خودم هم دوست دارم نقش‌هايي را كار كنم كه روي بيننده و زندگي و فكرش اثر مثبت بگذارد.
 
از فضايي حاكم بر سينما و هنر راضي هستيد؟
 فكر مي‌كنم رضايت شخصي مهم نيست، مهم جامعه هنر و هنر دوستانند كه بايد راضي باشند.
 
آيا پشت صحنه كار هم مانند جلوي دوربين برايتان جالب است؟
 براي من رابطه پشت صحنه خيلي جالب است. خصوصاً كه بعد از مدتي احساس مي كنم خانواده جديدي دارم و اين باعث خوشحاليم مي‌شود.
 
چه چيز برايتان از اهميت و علاقه زيادي برخوردار است؟
 در حال حاضر پيشرفت در كارم بيشترين اهميت را برايم دارد.
 
شنيدن چه خبري خيلي خوشحالتان مي‌كند؟
 خبر موفقيت سينماي كشورمان يا بازيگرانمان در عرصه بين‌المللي و گستردگي و يا خبر رضايت بخش و موفق بودن كارهايم.
 
نمره بازيگريتان را از 20 چه مقدار مي دانيد؟
 فعلاً نمي توانم به خودم نمره بدهم چون بايد بيشتر و در نقش‌هاي متفاوت‌تري خودم را امتحان كنم.
 
لطفاً كمي در ارتباط با گردشگري بگوييد؟
 بازيگري و شايد بعضي ديگر از شغل‌هاي هنري گاهي مستلزم سفر كردن در حين كار مي‌شود و براي من هم يك بار در فيلمي سفر گروهي پيش آمد كه البته دو روز بود. البته سفر و ديدن مناطق جذاب ايران را خيلي دوست دارم.
 
كدام بخش از زندگيتان را خيلي دوست داريد؟
 لحظه‌هاي دوست داشتني زندگيم ثانيه‌هايي است كه موقعيت‌هاي خاص برايم به وجود مي‌آيد و بسيار شبيه معجزه است و من در آنها حضور خداوند را احساس مي‌كنم.

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
منبع:سایت هنرمندان

خیلی خوب و محترمانه صحبت کرد و با کمال احترام تقاضای مارو پذیرفت،پیدا کردن منزلش زیاد آسان نبود اما بالاخره به محل سکونت او رسیدیم تا چند دقیقه ای را با او به کپ و گفت بپردازیم،آنچه در زیر میخوانید چکیده صحبت های با لیلا اوتادی هنرمند سینما و تلویزیون  با ماست:

 

بیوگرافی

لیلا اوتادی متولد 1362 فارق التحصیل رشته معماری داخلی،فعالیت سینمایی خودم رو از سال 81 با بازی در فیلم چشمان سیاه ایرج قادری آغاز کردم در سال 82 با بازی در بید مجنون مجیدی و سریال مهروماه به طور جدی وارد کار تصویر شدم

نحوه ورود ...

یکی از دوستان مشترک بنده و آقای شایسته من رو به ایشون معرفی کرد و این سرآغاز کار هنری من بود

معماری

معماری خیلی از سینما بهتر هست ولی با سینما قابل قیاس نیست ولی در مجموع معماری از کار در سینما برام راحتره

معیار انتخاب

اول فیلمنامه بعد کارگردان و در آخر نقش مقابلم مهمترین عوامل انتخاب نقش هستند

نقش منفی

متاسفانه زیاد نقش منفی به من پیشنهاد نمیشه، اولین نفری که به من نقش منفی پیشنهاد داد آقای مقدم بود

سینما،تاتر،تلویزیون

اصولا سینما کار خوب کم داره و اصولآ فیلم کم ساخته میشه به همین دلیل من کار خوب تلویزیون رو به کار بد سینما ترجیح میدم.در مورد تاتر هم باید بگم که تاتر خیلی خوبه حسنش اینه که با تماشاگر مستقیم در ارتباطی ولی امتیاز منفی تاتر اینه که مخاطب زیادی نداره،نکته دیگه اینه که در تاتر کار کردن احتیاج به حنجره قوی و اعتماد به نفس زیاد هست و در مجموع من سینما رو به تاتر ترجیح میدم

تاتر مورد علاقه

تاتر مورد علاقه من نمایشنامه هملت هست                                       

بید مجنون

بید مجنون خیلی عالی بود اللخصوص بازی در مقابل بازیگری همچون پرستویی که از لحاظ بازی خیلی بهش علاقه دارم و کار با کارگردانی همچون مجیدی که هیچ پلانی رو از من دو بار نگرفت...در مجموع علی رغم نقدهای غیر منصفانه ای که در مورد این فیلم شد باید بگم که کار خوبی بود

بازیگر مقابل

بازیگر مقابل برای دادن حس خوب نقش موثری داره و به نظر من ایفای درست نقش از اسم مهمتر هست

وزیر...

اگر وزیر ارشاد می شدم با ساخته شدن این همه تله فیلم مخالفت می کردم و به وضع نا به سامان بازیگرها می رسیدم

خدا

با خدا دوست هستم و معتقدم آدمها باید خودشون به این نتیجه برسند که چقدر خدا رو دوست دارند

ورزش

به اسب دوانی و بدنسازی علاقه دارم

الگو

زیاد الگو پذیر نیستم و بیشتر دوست دارم خودم باشم تا شخص دیگه

موسیقی

به پیانو و گیتار علاقه دارم و به صدای رضا صادقی،بنیامین و یانی گوش میدهم

اوتادی از نظر اوتادی

آدم بدی نیست،سعی میکنه کسی رو اذیت نکنه   

هالیوود

اگر روزی بهم از هالیوود پیشنهاد بازی بشه حتما قبوا میکنم چون من کلآ آدم کمالگرایی هستم و این موضوع رو یک موفقیت میدونم

حرف آخر

خدایا من در کلبه تنهایی خویش چیزی دارم که تو در بارگاه کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری

از شما سپاسگزارم که تشریف آوردید و زحمت کشیدید...به امید دیدار و خدانگهدار

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
 

توسط معاونت سينمايي وزارت ارشاد
آيين‌نامه اجرايي حضور زن در سينماي ايران تدوين شد
تهران-خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا): معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام به تهيه و تدوين آيين‌نامه اجرايي اصول و سياست‌هاي بهينه سازي حضور زن در سينما کرده است.
به گزارش روز جمعه خبرنگار فرهنگي ايرنا، اين آيين نامه در سه فصل با عناوين کلي ، اهداف تفصيلي، اصول سياست ها و سياست هاي راهبردي تهيه شده است.
آيين نامه اجرايي اصول و سياست هاي حضور زن در سينما به استناد مصوبه سال 82 شوراي عالي انقلاب فرهنگي تهيه شده است.
اين آيين نامه با هدف ارتقاي و تعميق آگاهي جامعه از موضوع جايگاه، شخصيت، حقوق و نقش زن از منظر اسلام در عرصه‌هاي مختلف زندگي و حضور شايسته زن در سينما تدوين شده است.
ترسيم وضعيت مطلوب در خصوص زنان فعال در سينما از نظر کمي و کيفي بر اساس ارزش‌هاي والاي انقلاب اسلامي ، ‌اصلاح نگرش‌هاي منفي و فاقد اصالت و غير تخصصي در زمينه حضور زن در سينما و ارايه الگويي مناسب از زن مسلمان متناسب با زمان معاصر همراه با بازنمايي کليه ارزش‌هاي انساني از اهداف تفصيلي اين آيين نامه است.
همچنين تقويت حضور زنان متعهد و شايسته هنرمند در عرصه سينما و فراهم کردن شرايط فرهنگي جهت توسعه فعاليت‌هاي سالم سازنده و پوياي آنان از ديگر اهداف تدوين اين آيين نامه است.
در بخش ديگري از اين آيين نامه به اصول و نحوه حضور زن در سينما پرداخته شده که استفاده صحيح و اصولي از حجاب به عنوان نماد فرهنگ ديني و ضامن مصونيت اخلاقي و رواني در جامعه،حذف خشونت و عدم تلقي آن به عنوان ماهيت ذاتي سينما، پرهيز از تشکيک در اصول و مباني و احکام شريعت تحت عنوان دفاع ازحقوق زنان و اصل بهره‌مندي و لزوم توجه به فتواهاي فقهي و رهنمودهاي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري در خصوص جايگاه و نقش زنان از جمله اين اصول است.

به نقل ازhttp://www.irna.ir

حال مطلبی دیگری در این مورد به نقل ازhttp://hayateno.ws

  بروز برخى شايعات در مورد فعاليت سينماگران
  نگاهى به آيين نامه حضور زن در سينما

فرهنگ و هنر – اميررضا نورى پرتو- در خبرها شنيديم معاونت سينمايى وزارت ارشاد آئين نامه اى را در رابطه با کيفيت حضور زن در سينما تنظيم کرده است. اين مصوبه که به آئين نامه سال 1382 شوراى فرهنگى و اجتماعى زنان در شوراى عالى انقلاب فرهنگى استناد کرده، در سه اصل و 10 محور راهبردى به موضوع حضور زن در سينما پرداخته است. شايد در نگاه اول اين آئين نامه از ديدى کلى نه تنها مشکل ندارد، بلکه از خيلى جهات مفيد و کمک کننده هم به نظر برسد ولى با بررسى موردى موضوع‌هاى مطرح شده در آن مى‌توان ادعا کرد اين طرح تصويبى به دليل عدم بهره مندى از ديدى عميق و موشکافانه نسبت به برخى جزييات ارائه شده مى‌تواند سينماى ايران را به همان مشکلاتى بکشاند که زمانى در دهه شصت شاهد آن بوديم. از زمان روى کار آمدن دولت اصلاحات به مانند ديگر حوزه‌هاى اجتماعي، فرهنگى و سياسى فضاى سينماى ايران براى سرک کشيدن فيلم سازان در موضوع‌هاى به‌ظاهر تابو کمى‌بهتر شد. اما اين فضاى باز هنرى و فرهنگى در ادامه به ضرر سينماى ايران تمام شد. تهيه کنندگان و بانيان فيلم‌ها آن قدر درگير سوددهى در گيشه بودند که از آزادى‌هاى نسبى نه براى مطرح کردن معضلات اجتماعى و فرهنگى بلکه جهت رضايت عوام استفاده کردند و افراط را در اين کار آن قدر تا آن اندازه ادامه دادند که به مرور زمان در تماشاگران نيز دافعه به وجود آمد. متاسفانه نتيجه آن سهل انگارى‌ها هنوز هم در بدنه سينما به چشم مى‌خورد و گريبان سينماى ايران را رها نکرده و حتى در خيلى از يادداشت‌ها و نقدها به مشکلات اساسى در محتوا و فرم فيلم‌ها اشاره شده است. اما بدون شک ريشه يابى و رفع آنها با اجراى طرح‌هايى همچون آئين نامه اخير معاونت سينمايى تحقق نخواهد گرفت.
دور از انصاف است اگر بخواهيم بر ابتذال در انتخاب موضوع و عدم توجه سينماگران به مشکلات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگى و حتى سياسى (که بخشى از آن به محدوديت‌هاى مميزى مربوط مى‌شود) چشم ببنديم و نوع پوشش هنرپيشگان زن را در فيلم‌ها بزرگ‌ترين معضل سينماى مان عنوان کنيم. در زمانى که سينما به عنوان مهم ترين و بانفوذترين نماينده فرهنگ و هنر ايران در سطوح بين الملل، نه از سوى دولت و رسانه ملى و نه از طرف گروه‌هاى سياسى آن چنان که بايد مورد حمايت قرار نمى‌گيرد، اعلام علنى چنين تصميم‌هايى (بدون در نظر گرفتن تبعات آن براى سينما) تنها به مانند افزودن مشکلات قبلى هنر هفتم در کشورمان است. به جرات مى‌توان ادعا کرد در هيچ يک از فيلم‌هاى ايرانى پديده بى حجابى وجود ندارد و اگر هم در اين رابطه کاستى‌هايى به چشم مى‌خورد با تذکر و توبيخ‌هاى کتبى و موردى به تهيه کنندگان و يا در قالب برنامه‌هايى هدف دار و با برگزارى نشست‌هايى توجيهى و خصوصى با حضور خود اهل سينما مى‌توان چارچوب‌ها و مرزهاى مورد نظر مسئولين را براى سينماگران مشخص کرد.
همين ماه گذشته بود که رييس سازمان صدا و سيما در راستاى برخوردهاى نه چندان مناسب تلويزيون با سينما بد حجابى در فيلم‌هاى ايرانى را مورد نکوهش قرار داد و آن را دليل اصلى عدم تمايل تلويزيون براى نمايش فيلم‌هاى ايرانى عنوان کرد. نمى‌توان منکر اين قضيه شد که بازيگران زن در فيلم‌ها بدون توجه به اقتضاى فضاى آن آثار، در هر سکانس با يک مدل لباس در مقابل دوربين ظاهر مى‌شوند. اما خوب مى‌دانيم که اين قضيه به ضعف در تعريف مسئوليت‌هاى طراحان لباس در فيلم‌ها و عدم تسلط کارگردانان بر حفظ راکورد صحنه‌ها و البته بخشى هم به جريان بازيگر سالارى در سينما مربوط مى‌شود و البته مى‌توان خيلى آسان آن را برطرف کنيم. ضمن آن که اگر قرار است به نوع آرايش و پوشش بازيگران زن خرده بگيريم، پس بايد آئين نامه اى را هم در خصوص نوع پوشش بازيگران جوان مرد در فيلم‌ها و حتى مجموعه‌هاى تلويزيونى تصويب کنيم. اما قطعا چنين حرکت‌هايى هيچ مشکلى را حل نمى‌کند و بر عکس معضلات ريز و درشتى را در آينده به وجود خواهد آورد. در بخش‌هاى ديگرى از آئين نامه مذکور بر ترسيم درست چهره زن در فيلم‌ها تاکيد شده است. اين مورد بدون شک جاى بسى اميدوارى دارد اما بايد مرزهاى آن مشخص شود. در واقع مى‌توان گفت در آينده اى نزديک سينما با قرار گرفتن در سايه اجراى اين آئين نامه بر روى شمشير دو لبه اى حرکت خواهد کرد. اگر منظور تنظيم کنندگان آئين نامه توجه بيشتر سينماگران به مشکلات شايع زنان در حريم خانواده و اجتماع است، بايد به آنان حق داد و از فيلم سازان توقع داشت که از دستورات اشاره شده در مصوبه پيروى کنند. اما از سويى ديگر اگر قرار باشد حضور پررنگ زنان در فيلم‌هاى سينمايى که در يک دهه گذشته آرام آرام شکلى جدى و غير قابل انکار به خود گرفته، به بهانه اين آئين نامه آرام آرام به حاشيه رانده شود، آن وقت بايد براى آينده سينما نگران شد و به انتظار آثارى نشست که به مانند فيلم‌هاى سينمايى و مجموعه‌هاى تلويزيونى در دهه شصت، زنان در آن‌ها در انتهاى قاب‌ها قرار مى‌گرفتند و يا در گوشه آشپزخانه‌ها در حال سبزى پاک کردن و پختن غذا نشان داده مى‌شدند.
گران فروشى ممنوع!
از سويى ديگر در هفته گذشته شايعاتى مبنى بر ممنوع شدن فعاليت محمدرضا گلزار، آن هم به دلايلى ناگفته، در محافل و خبرگزارى‌هاى سينمايى منتشر شد که اظهارنظرهاى گوناگونى را در پى داشت. طبق شنيده‌ها گويا شايعاتى که از روزهاى پايانى سال گذشته پيرامون دستمزد بالاى گلزار و تعدادى از ستارگان سينما در رسانه‌ها و مطبوعات تخصصى و غير تخصصى مطرح شد و واکنش‌هاى گسترده اى را در سطح جامعه به دنبال داشت که دليل اصلى محروميت ستاره محبوب چند سال اخير سينماى ايران از بازى در فيلم‌ها شده است. چيزى که در اين ميان نظر بيشترى را به خود جلب کرده، اظهار نظرهاى برخى از سينماگران در مورد اين خبر است. جمال شورجه که از سينماگران ارزشى به شمار مى‌آيد، با محروميت سينماگرانى که دستمزدهاى بالا طلب مى‌کنند موافقت کرده و در يک اظهار نظر جنجالى خواستار تشکيل کميته انضباطى در سينما براى رسيدگى به چنين پديده‌هايى شده است.
فرج‌ا... سلحشور هم که با بودجه‌اى کلان مجموعه يوسف پيامبر را مقابل دوربين برده و در زمان پخش با انتقادات بسيارى از سوى کارشناسان سينمايى و دينى مواجه شده، درخواست دستمزدهاى بالا از سوى سينماگران را عملى ناپسند عنوان کرده و برخورد با اين تخلف را حرکتى مثبت عنوان کرده است. اما محمد نورى زاد که پرچم‌هاى قلعه کاوه را بر پرده سينماها دارد در يک اظهارنظر منطقى اعلام کرده با وجود آسيب‌هاى وارد شده از سوى برخى متخلفان به حوزه سينما بايد به جامعه هنرى اعتماد کرد و از محدود سازى و ايجاد فضايى پليسى در محيط هنر و فرهنگ پرهيز نمود. حتى برخى منتقدان هم به احتمال اعمال چنين محدوديت‌هايى اعتراض کرده و بيان داشته‌اند دوره محروم کردن هنرمندان ديگر به سر آمده و ممنوع کردن فعاليت آنان عملى همسان با حرکت بر ضد حقوق طبيعى يک انسان است. به نظر مى‌رسد با وجود اظهار‌نظرهاى ضد و نقيض در محافل تخصصي، شايد بد نباشد اگر مسئولان سينمايى در مورد مشکل عدم وجود تعيين سقف براى دريافت دستمزدها با دقت و حوصله تمامى‌جوانب امر را در نظر بگيرند و در اين مورد با سينماگران مشورت کنند و حتى پاى سخن ستاره‌هاى گرانقيمت سينما بنشينند و در يک تعامل فکرى با جريان حاکم بر سينما چارچوب‌هايى روشن و البته غيرسليقه‌اى و غيرتحميلى را تعريف کنند که در قالب اين مرزبندى‌ها نه جايگاه ستارگان سينما خدشه دار شود و نه سينما به خاطر زياده‌طلبى‌هاى عده‌اى که تنها به فکر کيسه دوختن براى خود هستند و کارى به ارزش والاى فرهنگ و هنر ندارند، سقوط نکند. به هر حال نبايد اين نکته را هم از ياد برد که چهره‌هاى محبوب، چه در عرصه ورزش و در سينما و هنر، در تمام دنيا دستمزدهاى بالايى طلب مى‌کنند، اما به دليل آن که چارچوب‌هاى مشخصى در اين عرصه‌ها تعيين شده است، اين دستمزدها معقولانه به نظر مى‌رسند. به هر حال چشم اميد سينماى نحيف ايران به همين چند هنرپيشه محبوب است که با حضورشان در فيلم‌ها مى‌توانند حداقل پاى تماشاگران گريزان ايرانى را به سالن‌هاى نمايش باز کنند. البته اگر مسئولان با کمک اهل فن سطحى تعريف شده براى کيفيت کار سينماگران در نظر بگيرند (به عنوان مثال شرط تحصيل در شاخه‌هاى هنرى و فنى براى بازيگران و ديگر سينماگران و يا تشکيل کميته‌هاى فنى و تخصصى با دعوت از خود سينماگران شناخته شده و باتجربه براى ارزشيابى کيفيت کار اهل سينما) و حتى خود تهيه کنندگان سينما در قبال دستمزدهاى به ظاهر نجومى‌اين قبيل سينماگران از آن‌ها کارى ايده‌آل و مناسب شان و منزلت يک بازيگر يا سينماگر تکامل يافته را بخواهند و تنها به سيماى زيبا و لبخندهاى فريبنده ستارگان بر روى پوسترها و بيلبوردها دل خوش نکنند، قطعا در حيطه بازيگرى شاهد نقش آفرينى‌هاى بهترى از اين قبيل هنرپيشگان خواهيم بود و بدون شک اگر بازيگرى نتواند خود را با اين شرايط وفق بدهد، به طور طبيعى و خيلى زود از مناسبات سينماى ايران کنار گذاشته مى‌شود و همين امر به مرور بر بالا رفتن کيفيت فيلم‌ها و افزايش سليقه‌هاى سطحى عامه تماشاگران تاثير مثبتى خواهد گذاشت. با اين وجود بد نيست اگر در مورد تصويب آئين نامه‌ها و برخورد با پديده‌هاى ناپسند در سينما اندکى تامل به خرج بدهيم و اسير احساسات و گرفتار امواج زودگذرى که پايه و اساس خيلى از آن‌ها خارج از مناسبات سينماست، نشويم. ولى اگر قرار باشد به بهانه برخورد با برخى جريان‌ها در سينما شمشير را از رو ببنديم و با يک چوب خيلى‌ها را برانيم و آزرده خاطر کنيم، در آن صورت بايد منتظر افزايش مشکلات سيما بود.

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
 

امروز آهنگ سپیده دم(تیتراژ پایانی زن ها فرشته اند) رو براتون گذاشتم تا دانلود کنید

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

http://parsaupload.com/file/4885/Soroush-Karimi---Sepideh-Dam-mp3.html
+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 

 

+ نوشته شده   ساعت   توسط | 
 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ